حسنعلى خان افشار

56

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

برخوردار است . اينان به اصول اخلاقى و معنويات پاىبندند . . . در كنار خوانين و رجال سياسى تعدادى نيز سيد و شخصيت‌هاى متنفذ روحانى وجود دارد ؛ با اين‌كه اين روحانيون در دسته‌بندىها شركت نمىكنند ، ليكن در حقيقت هر كدام به وسيلهء يكى از اين خوانين حمايت و پشتيبانى مىشوند . هريك از اين خوانين كه بيش‌تر مورد لطف و مرحمت بزرگترين شخصيت‌هاى مذهبى و « مجتهد يا ملا » قرار گيرد ، به مراتب نفوذ بيش‌ترى در بين مردم خوزستان به دست خواهد آورد . . . سيد و مجتهد دراين‌جا [ دزفول ] نيز مانند شوشتر از نفوذ فوق العاده‌اى برخوردارند . اين طبقه نيز به سهم خود در ايجاد اختلافات عقيدتى و اغتشاشات محلى شركت دارند . « 1 » تلاش شيخ محمد طاهر معزى در روزگار شاه مرد براى حل مسئلهء ماليات به تعويق افتادهء دزفول - كه در سفرنامهء حاضر بدان اشاره شده است « 2 » - گواهى ديگر بر دخالت روحانيان در اوضاع اجتماعى شهرهاى شمال خوزستان است . كشمكش ميان عمال محله‌ها از يك‌سو و از سوى ديگر فشارهاى مالياتى حكمرانان كه به دستيارى همين عمال صورت مىگرفت ، عامل‌هايى هستند كه بيش از هر چيز ديگر در تصور وضعيت طبقهء عامه مىتوانند ما را يارى كنند . لايارد در ادامهء گزارشش مىنويسد : هركس بعد از نيمه‌شب از خانه‌اش بيرون مىآمد به قتل مىرسيد . . . اين عداوت و دشمنى خانوادگى سبب شد كه بيش‌تر سكنه خانه‌هاى خود را ترك نمايند ، لذا دزفول به يك شهر نيمه‌متروكه‌اى مبدل شده بود « 3 » . همونيز كه شاهد فشارهاى مالياتى و اوضاع پريشان شهرهاى آن روز خوزستان بوده است ، مىنويسد : اهالى اين دو شهر [ شوشتر و دزفول ] به شدت در زير فشار و ستم خوانين محلى و حكام دولتى قرار دارند . غير ممكن است كه بتوانم صحنه‌هايى را كه در خلال چند ماه اقامتم در خوزستان ديده‌ام ، توصيف كنم . من هر روز شاهد غارت خانه‌ها ، آتش‌زدن محصولات و خرمن‌ها و ويرانى روستاها بودم . افراد متنفذ

--> ( 1 ) . همانجا ، ص ص 72 - 73 ، 75 . ( 2 ) . نك : متن ، ص ص 103 - 104 ، 110 ، 111 . ( 3 ) . لايارد ، سفرنامه لايارد ، ص 293 .